درد يار

دوستانش مي‌گويند: در عمليات بدر در هورالعظيم يا مهدي‌گويان حمله را آغاز كرد. در عمليات به شدت مجروح و در بيمارستان بستري شد.
تركش خمپاره‌ي شصت به پاشنه‌ي پا و شكم وي اصابت كرد. كه جداره‌ي شكمش از بين رفت و كليه‌ي امعا و احشا شكمش بيرون ريخت. او براي جلوگيري از تضعيف روحيه‌ي افراد تحت فرمانش بلافاصله امعا و احشا بيرون از شكم را به سرعت داخل حفره‌ي شكم گذاشت و با دستمالي روي آن را پوشاند و با روحيه‌اي بسيار بالا يارانش را امر به پيشروي كرد و گفت كه نگران من نباشيد!
خودم براي درمان به پشت جبهه خواهم رفت! شما برويد جلو....
   

منبع: كتاب مجموعه ‌ي گل مجموعه ‌ي اول