پاسخ به: روزي جنگي بود 2
جمعه 8 بهمن 1389 12:31 PM
حسين جانم چند روزي ميشد كه اطراف كانيمانگا در غرب كشور كار ميكرديم. شهداي عمليات والفجر را پيدا ميكرديم. اواسط سال 71 بود از دور متوجه پيكر شهيدي داخل يكي از سنگرها شديم. همانطور كه داخل سنگر نشسته بود، ظاهراً تيري به او اصابت كرده و شهيد شده بود. خواستيم كه بدنش را جمع كنيم اما در كمال تعجب ديديم در انگشت وسط دست راست او انگشتري است. جالبتر آن كه تمام بدن كاملاً اسكلت شده بود ولي انگشتي كه انگشتر در آن بود، كاملاً سالم و گوشتي مانده بود. خاكهاي روي عقيق انگشتر را پاك كرديم. اشك همهمان درآمد. روي آن نوشته بود: « حسين جانم ». منبع: سالنامهي لشگر27 محمدرسول الله (ص) سال1385