جنايت جنگي

صبح روز عمليات كربلاي 5 بود. دو فروند هواپيماي دشمن منطقه را بمباران شيميايي كردند. يكي از راكت‌ها به گوشه‌ي كفش‌كن سنگر مهندسي اصابت كرد. چند نفر از بچه‌ها مقابل در ورودي سنگر مجروح شدند.
عباس فرياد زد: «به دادم برسيد. او را به دوش گرفتم و به سمت اورژانس به راه افتادم. در بين راه لخته‌هاي خون از دهان او بيرون مي‌ريخت. وقتي او را روي تخت خواباندم پزشكان گفتند: «جگر او در اثر موج انفجار پاره پاره شده و تا چند لحظه‌ي ديگر شهيد مي‌شود».
هنوز نگاهم به او بود كه جانش را از دست داد. آن روز 30 نفر از بچه‌هاي آن سنگر شهيد يا مجروح شيميايي شدند.
   

منبع: كتاب دژآفرينان