تير در چشم

باقري يكي از سربازان غيور استان مازندران بود، قرار بود او با تيربارش بر روي منطقه آتش بريزد، تا ما بتوانيم جلوتر رفته و يكي از مجروحان را نجات دهيم.
او شروع به شليك مداوم نمود و ما به راه افتاديم. هنوز به محل مورد نظر نرسيده بوديم كه شليك گلوله‌هاي تيربار قطع شد. برگشتيم و به سنگر شهيد باقري نگاه كرديم. خاطره‌ي تلخ ديگري رقم خورد و پرستوي مهاجر پر گشود. باقري در همان ساعت به علت اصابت تير قناصه به چشم آسماني شد، تا در جرگه‌ي پيروان علمدار كربلا در روز محشر حاضر گردد.
   

منبع: كتاب سفر عشق