تلفن هندلي

يك روز سرپرست بودم كه تلفن هندلي بعد از مدت‌ها زنگ زد. گوشي را برداشتم. يك نفر به زبان فارسي پرسيد. خمپاره‌اي كه الان زدند به كجاي شما خورد. ما هم ساده و از همه‌جا بي‌خبر گفتيم به فاصله‌ي چهل متريمان.
گفتند: «الآن مي‌زنيم نزديك‌تر بعد با كمال پررويي دوباره بعد از اين‌كه يك خمپاره برايمان فرستادند. تلفن زدند كه حالا كجا خورده؟ باز هم متوجه نشديم و پاسخ داديم: «حدوداً 10 متري ما. بعد فهميديم كه اين تلفن به سنگرهاي عراقي وصل است. البته اين را زماني فهميديم كه از پشت تلفن برايمان ترانه پخش كردند.
   

منبع: سالنامه يادياران