پوتين

داشتيم خود را براي مرحله‌ي سومِ عمليات بيت‌المقدس آماده مي‌كرديم. آقاي رمضان اسماعيلي از گچساران، همراه ما بود. پسر معلمش شهيد عبدالحميد رمضاني، در سال 59 در جبهه‌ي فياضيه‌ي آبادان به شهادت رسيده بود.
او پوتين‌هايي همراه خودش داشت كه برايش خيلي عزيز بود. حساسيت خاصي روي آن‌ها داشت. وقتي فلسفه‌ي پوتين‌ها را سوال كردم، گفت: « مربوط به پسر شهيدم است، مي‌خواهم با آن‌ها شهيد شوم. »
ساعت 10 شب، پشت خاكريز بوديم، او روي توپ 106 كار مي‌كرد. آماده‌ي حمله بوديم. خمپاره‌اي كنار او برخورد و با همان پوتين‌ها به شهادت رسيد.
يادشان گرامي و راهشان پر رهرو باد ...
   

منبع: ماهنامه وصال   -  صفحه: 10