بمب خوشه اي

فرمانده‌ي گردان – شهيد بلباسي – مرتب در اطراف كانال‌ها و سنگرها به اين سو و آن سو مي‌دويد و از نيروها مي‌خواست كه داخل كانال‌ها بمانند و از آن‌جا بيرون نيايند.
يكي از بچه‌ها را يك لحظه ديدم كه دو دستي ميله‌ي پرچم ميدان صبحگاه گردان را گرفته و آرام به زمين مي‌افتد. اول فكر كردم به خاطر اين فاجعه، عزا گرفته! وقتي دقت بيشتري كردم، ديدم با بدن خونين روي زمين نشسته و دو دستي ميله‌ي پرچم جمهوري اسلامي را گرفته و از بدنش خون مي‌رود.
تركش بمب خوشه‌اي سينه‌اش را شكافته بود؛ آخرين نفس‌ها را در بغل من كشيد و به ديدار معشوق شتافت.
   

منبع: ماهنامه سبزسرخ   -  صفحه: 4