اسلحه

توي سنگر بودم. داشتم آتش مي‌ريختم، صدايم زد، رفتم توي سنگر او ديدم گلوله خورده، با چفيه زخمش را بسته و به نيروهاي امداد خبر دادم تا ببرندش عقب. موقع رفتن گفت: اسلحه‌ام اين جاست، تا هوا روشن بشود يك بار از سنگر من تيراندازي كن، يك بار از سنگر خودت كه عراقي‌ها نفهمند سنگر من خالي شده است.
   

 

منبع: سالنامه ستاره ها