آرپي ‌‌جي و گوش

در حالي كه در يك دست آرپي‌جي داشت، با دست ديگر به گلوله‌ي آرپي‌جي اشاره كرد. متعجب پرسيدم: چرا حرف نمي‌زنه؟!
در حالي كه اشك در چشمانش حلقه زده بود با بغض گفت: از ديشب تا حالا آن قدر آرپي‌جي شليك كرده كه نه گوشش مي‌شنود و نه زبانش براي گفتن باز مي‌شود.
   

 

منبع: مجله جاودانه ها