آدامس

هر كس از اهواز مي‌آمد، يكي از چيزهايي كه مي‌آورد، آدامس بود. شهيد "موسوي" از اهواز آمده بود براي سركشي. ديد بچه‌ها در حال كار با مين دهانشان مي‌جنبد.
گفت: چي شده؟ گفتيم: آدامس مي‌خوريم كه موقع كار با مين تمركز داشته باشيم.
خيلي ناراحت شد و گفت: قرآن مي‌گويد الا بذكرالله تطمئن القلوب. شما آدامس مي‌جويد؟
از آن به بعد هيچ كس آدامس نخورد.
   

منبع: نشريه امتداد  

راوي: محمدجواد مشكي باف