آب‌بازي

دستمان رو شده بود. فهميده بودند كه آب و غذايمان تمام شده. دو، سه تا منبع آب آوردند شصت متري كانال.
شيرهاي تانكر را باز گذاشته بودند. آب‌بازي مي‌كردند.
شده بود كار هر روزشان؛ هي پر مي‌كردند، هي خالي مي‌كردند.
   

منبع: ماهنامه وصال