صفر رحيمي
 

صفر

نام :

رحيمي

نام خانوادگي :

 1340

تاریخ تولد :

ديپلم

تحصيلات:


 

خيانت

سال 65 بود و ما در اردوگاه رمادي بوديم. در آن‌جا يكي از بچه‌هاي خميني‌شهر اصفهان با ما بود كه اسم كوچكش رمضان بود. او دچار اختلالات رواني شده بود و تعادل رواني نداشت. با اين حال اگر كسي به امام توهين مي‌كرد، چه عراقي و چه ايراني، جوابش را مي‌داد.
يكي از اسيران كه جزو وطن‌فروشان اردوگاه بود، شبي آمد و جلوي رمضان به امام توهين كرد. رمضان هم در عوض ده‌ها توهين به صدام كرد. فردا صبح آن فرد خائن رفت و به بعثي‌ها گزارش داد كه فلاني ديشب به صدام توهين كرده است. بعثي‌ها هم او را طناب‌پيچ كردند و داخل يكي از توالت‌ها انداختند و حدود 20 روز آن‌جا نگه داشتند؛ تا زمان آمدن صليب سرخ نزديك شد.
چند روز قبل از آمدن صليب سرخ كه او را آزاد كردند، وقتي طناب‌ها را باز كرديم ديديم بدن او گنديده است و پوست بدنش از شدت فشار طناب گود و كبود شده است. بعثي‌ها هم آمدند و برادراني را كه حرف‌شان براي بقيه مطاع بود يا مترجمين و كساني كه انگليسي بلد بودند، تهديد كردند كه راجع به او به صليب سرخ چيزي نگويند وگرنه چنان و چنين مي‌كنند. آن زمان دكتر پاك‌نژاد با ما هم‌بند بود. يك روز كه ما با هم صحبت مي‌كرديم، او به من گفت: من اين موضوع را به صليب سرخ گزارش مي‌دهم. من گفتم: اجازه بده من بگويم! او گفت: نه خودم مي‌گويم.
بالاخره وقتي صليب آمد، موضوع را به آن‌ها گفت. عراقي‌ها هم آقاي دكتر را حسابي شكنجه كردند.

منبع: كتاب رمزمقاومت جلد2 -  صفحه: 75