... جدّی نگیرید!
سه شنبه 5 بهمن 1389 12:42 AM... جدّی نگیرید!
همه اش به شغل و اهداف اکادمیک (Academic) نچسپید. اهدافی را در نظر بگیرید که سامان دهنده ی زندگی متعادل و موفق باشد. من کلمه «متعادل» (Balanced) را قبل از موفقیت به کار بردم، چون متعادل بودن زندگی یعنی سلامتی کامل ‘(Good Health)روابط خوب (Sweet Relationship)و آرامش فکری (Mental peace)و......؛
هیچ هم لذت بخش نیست اگر ذهن آدم آشفته و تحت فشار باشد.
زندگی مثل یک مسابقه دویدن (Race)زمان کودکستان(Nursery School) است، جایی که شما باید «قاشقی پراز سنگریزه» را در دهان گرفته، بدوید. اگر سنگریزه افتاد، معلوم است که هیچ امتیازی نصیب شما نمی شود، زندگی همین است. سلامتی و روابط خوب مثل همان سنگریزه است که در دهان زندگی قرارگرفته است. تلاش شما آن موقع ارزشمند خواهد بود که زندگیتان توازن داشته باشد. وگرنه، ممکن است شما موفق هم بشوید امّا آن جرقّه ‘(Spark)حسّ هیجان Feeling of) (Excitement و زنده ماندن، روبزوال خواهد بود....؛
یک چیز جهت تغذیه آن جرقه : زندگی را بیش از حد جدّی نگیرید. زندگی برای جدی گرفتن نیست، ما اینجا موقّتا آمده ایم، ما مثل «کارت پیش پرداخت با اعتبار محدود» (Pre-Paid Card with limited validity)هستیم. اگر خیلی خوش شانس باشیم 50 سال دیگر زنده می مانیم و 50 سال یعنی فقط 2500 تعطیل آخر هفته (Weekends)!!!
حالا فکر کنید....
آیا واقعا ما نیازی به این همه پدر سوختگی داریم؟؟؟
پس!!! می شود بعضی وقت ها درس را هم ول کرد، معدّل را هم نادیده گرفت، مصاحبه ی پرازاشتباه داشت، از کار مرخصی گرفت، با دوستان شادی کرد، عشق ورزید، با افراد مورد علاقه تان حتی مشاجره داشت.
ما انسانیم، «ابزار برنامه ریزی شده» نیستیم.
بیش از حد جدّی نباشید، راست نما باشید.