پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
سه شنبه 5 بهمن 1389 4:19 PM
يك بار آمدند و انارهايي كوچك و بعضاً خشك شده را ميان بچهها تقسيم كردند و سپس افسر عراقي به ميان جمع بچهها آمد و گفت: ميدانم در كشورتان چنين چيزهايي نداريد و اينها را بايد اين طور خورد و ... بچهها همه خنديدند و افسر عراقي داشت متغير ميشد كه يكي از بچهها برخاست و گفت: ما هم در ايران چيزهايي شبيه به اين اما بزرگتر، تازهتر و آبدارتر داريم كه همينطور كه شما ميگوييد آن را ميخوريم. و خلاصه يك جوري دل افسر عراقي را به دست آورد. يك بار هم هندوانه دادند كه اين بار افسر عراقي آمد و گفت كه اين ميوه، هندوانه است و نبايد پوستش را بخوريد و ... كه باز هم با خنده و تمسخر بچهها روبرو شد. جالب اين بود كه اين مسائل در شرايط و زماني مطرح و عنوان ميشد كه شاهد بوديم لباسها و يا لوازم يدكيهايي كه بعضاً عراقيها استفاده ميكردند، همان وسايل و لوازم تاراج شده و مسروقه گمرك خرمشهر با مهر و نشان آنجا و يا ايران بود.