وقتي دو نفر در بحث و گفت‌وگو كمي صدايشان را احياناً‌ براي هم بلند مي‌كردند، كه البته قضيه به خوبي و خوشي فيصله پيدا مي‌كرد و هر كدام در گوشه‌اي مشغول كار خودشان مي‌شدند، زمزمه كردن‌ها شروع مي‌شد: برادر! برو از دلش در بيار، خوبيت نداره، خدا رو خوش نمي‌ياد، يه وقت شب خواب‌هاي بدبد مي‌بيني‌ها! و او تا مي‌آمد بگويد: «من كه چيزي نگفتم، طرف مقابل بحث، فرصت را غنيمت مي‌شمرد و رو به او مي‌كرد كه: «راست مي‌گويند، اگر مي‌خواهي ببخشمت، همين الآن بگو ببخش، بعداً بيايي التماس كني، قبول نمي‌كنم‌ها!».

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 195