همان‌طور نشسته، زير چادر واليبال بازي مي‌كرديم كه فرمانده وارد شد. قبل از آن‌كه عكس العملي نشان دهد، به دست و پايش افتاديم و عذر خواستيم و قول داديم كه ديگر هيچ‌ وقت تكرار نشود.
اما در كمال تعجب ديديم رو به ما كرد و در حالي كه سرش را تكان مي‌داد به ما گفت: «اين چه كاري است مي‌كنيد؟ من وقتي مثل شما بسيجي بودم در چادر فوتبال بازي مي‌كردم!».

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 61