يكي از رزمنده‌هاي تازه‌وارد، از بچه‌هاي قديمي پرسيد: اين قضيه‌ي امدادهاي غيبي چيه؟ با هركس حرف مي‌زنيم، راجع به امدادهاي غيبي مي‌گويد. «مدت‌هاست مي‌خواستم اين مسئله را بپرسم.» رزمنده‌ي قديمي گفت: تا آن‌جا كه من مي‌دانم، شب‌ها كاميون نيرو مي‌آورند و صبح غيبشان مي‌زند، جوان با تعجب گفت: «يعني اين‌كه همه شهيد و مجروح و اسير مي‌شوند.» رزمنده پاسخ داد: «اي، يك همچين چيزي».

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 187