در آزادسازي شهر مهران يكي از بچه‌ها دچار موج‌گرفتگي شده بود. بعد از اين‌كه حالش كمي‌ جا آمد، با دست‌پاچگي از بچه‌هايي كه كنارش بودند مي‌پرسيد: «چه‌كار كرديد، بالاخره مهران را گرفتيد؟» يكي از بچه‌ها با كمال خونسردي و براي اين‌كه مزاحي كرده باشد، مي‌گفت: «نه.» او با التهاب گفت: «چه‌طور؟ پس اين همه كشته و مجروح داديم براي چه؟ چرا نگرفتيد؟» و او در جوابش گفت: «براي اين‌كه وقتي شما مهران را تحويل داده بوديد، رسيد نگرفتيد، ما هم نتوانستيم ثابت كنيم كه مهران مال ماست. حالا فهميدي؟!»

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 70