بالاخره با هزار زحمت مرخصي گرفتم، اما بچه‌ها دست‌بردار نبودند. هركس چيزي مي‌گفت: مگه امام نگفته جبهه‌ها را گرم نگه داريد؟ كي بود مي‌گفت، ما مرد جنگيم؟ مگه نگفتي ما اهل كوفه نيستيم؟ اگه سكوت مي‌كردم، اين‌ها ديگه ول كن نبودند. بلافاصله گفتم: «حالا هم مي‌گم، منتهي مصرع دومش را، در ما مي‌رويم به تهران امام تنها نماند».

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 71