دوره‌ي آموزشي با هم بوديم. پسر باصفايي بود. بعد از سازماندهي، من به منطقه‌ي غرب اعزام شدم، او به جنوب. وقتي از هم جدا مي‌شديم، گفت: تو رو خدا شهيد شدي، ما را بي‌خبر نگذاري. اطلاع بده، هركجا باشم خودم را براي مراسم مي‌رسانم. گفتم شما هم همين‌طور.

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 184