شب عمليات بود، و فرماندهان سرگرم تدارك وسايل لازم. فرمانده‌ي لشگر آمده بود تا براي بچه‌ها سخنراني كند و به اصطلاح، آخرين وصايايش را هم يادآور شود؟
«بچه‌ها يادتان باشد كه در مرحله‌ي اول بايد چه كار كنيم و...» همه سرا پا گوش بودند كه فرمانده ادامه داد: «بچه‌هاي بسيجي خوب مي‌دانند كه فردا به چه چيز بيشتر از همه احتياج دارند، بله درسته، لنت كهنه.»
ناگهان جمعيت از خنده منفجر شد و فقط تازه واردها بودند كه نمي‌خنديدند. كه البته با توضيح اصطلاح لنت كهنه، آن‌ها هم به خنده افتادند. «لنت كهنه يعني لنت بسيجي، لنت صاف و بي‌ترمز.»

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 50