معمولاً اگر ده قلم جنس از تداركات مي خواستيم يازده قلم آن را نداشته! هميشه خدا شعارشان: نداريم، نيست، نمي‌شه، فردا ببينم چي مي‌شه، بود، منتها بعضي همين دست رد را جدي‌تر به سينه طرف مي‌زدند و بعضي با چاشني مزاح. يكي از رزمنده‌ها آمد و به او گفت: «برادر خميردندان نداري، نيست؟ او هم گفت: «شرمنده‌ام فقط دندان هست آن هم دندان ماهي! باز هم گفت:«دمپايي كه گفته بوديد مي‌آيد آمد؟» او هم با خونسردي گفت: «آره، همين ديروز اين‌جا بود، اتفاقاً تا ظهر منتظر شما شد نيامديد رفت!

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 73