آن اوايل بيشتر مي‌شد از اين دست شوخي‌ها، خصوصاً با نيروهاي جديدتر كرد. اما به سرعت آن‌ها هم خودشان در حاضرجوابي صاحب مقام و منصبي شدند.
يك وقت به يكي از آن‌ها داشتم مي‌گفتم: « مي‌داني تو با بقيه براي من خيلي فرق داري. ديگران هم ممكن است اظهار محبت و دوستي بكنند اما به دل آدم نمي‌نشيند؛ گاهي فكر مي‌كنم من فقط در دنيا تو را دارم. » مي‌خواستم بقيه‌ي مطلب را بگويم كه وسط حرفم پريد، گفت:‌ « لابد فقط من را داري با بقيه‌ي مردم! »

 

منبع :نشريه خيبر