پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389 5:48 PM
روبوسي شب عمليات، و خداحافظي آن، طبيعتاً بايد با ساير جداييها تفاوت ميداشت. كسي چه ميدانست، شايد آن لحظه، همهي دنيا و عمر باقيماندهي خودش يا دوست عزيزش بود و از آن پس واقعاً ديدارها به قيامت ميافتاد. چيزي بيش از بوسيدن، بوييدن و حس كردن بود. به هم پناه ميبردند. بعضيها براي اينكه اين جو را بههم بزنند و ستون را حركت بدهند، ميگفتند: «پيشاني، برادران فقط پيشاني را ببوسيد، بقيه حقالنسا است، حوريها را بيش از اين منتظر نگذاريد».
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 29