در منطقه يكي از برادران سعي مي‌كرد با تقليد از مداحان، برنامه‌هاي مداحي اجرا كند و از خودش مطلب نداشت.
يك شب در جمعي از برادران رزمنده دعاي توسل مي‌خواند؛ بين دعا مي‌خواست مصيبت بخواند. با حالت مداحي گفت: « يك روز در خط مقدم با برادران دور هم جمع شده بوديم و صحبت مي‌كرديم. يك دفعه يك گلوله خمپاره آمد خورد زمين و عمل نكرد. حالا همه بگيد عمل نكرد- عمل نكرد ... »
از آن به بعد نام برادر مداح را گذاشته بودند: " عمل نكرد ".

منبع :مجله طراوت