كمتر دست به قلم مي‌برد و نامه مي‌نوشت. وقتي هم به توصيه‌ي دوستان تحريك مي‌شد، اول صفحه مي‌نوشت: ‌«خوب ديگر عرضي ندارم، اميدورام سفارش‌هاي مرا پشت گوش نيندازيد و كارهايي كه خواسته‌ام مو به مو انجام بدهيد، پايان.» اين اول و آخر نامه‌اش بود. اگر معترض مي‌شدم كه خوبيت ندارد، مي‌گفت: وقتي نامه نوشتن زوري باشد، بهتر از اين نمي‌شود.

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 67