پسرك صداي بز را، از خود بز بهتر درمي‌آورد. مي‌گفت: « چوپاني همين چيزهايش خوب است».
هر وقت دلتنگ بزهايش مي‌شد، مي‌رفت توي يك سنگر و مع‌مع مي‌كرد. يك شب هفت عراقي كه آمده بودند شناسايي با شنيدن صدا، طمع كرده بودند كباب بخورند. هر هفت نفر را دست به سر آورده بود عقب. توي راه هم كلي برايشان صداي بز درآورده بود.

 

منبع :سالنامه ستاره ها