روزهاي اولي كه خرمشهر آزاد شده بود، در كوچه پس كوچه‌هاي شهر براي خودمان مي‌گشتيم، پشت ديوار خانه‌ي مخروبه‌اي به عربي نوشته بود: «عاش الصدام»، يك‌دفعه راننده ماشين را نگه داشت و انگشت به دهان گرفت كه: اِ اِ اِ، پس اين مردك آش فروشه! آن وقت به ما مي‌گويند: جاني، خائن و متجاوز است. كسي كه كنار او نشسته بود. گفت: بي‌سواد «عاش» يعني زنده باد!

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 198