هواپيماهاي دشمن كه در آسمان منطقه ظاهر مي‌شدند، بچه‌ها با ضدهوايي، كلاشينكف، حتي با سنگ آن‌ها را نشانه مي‌گرفتند. به تصور اين‌كه بالاخره او را مي‌زنند. در اين ميان گروهي بودند كه خيلي جدي كاغذ و قلم به دست مي‌گرفتند و چيزي مي‌نوشتند. سپس به كساني كه تيرشان خطا مي‌رفت، مي‌گفتند: «ولش كن بگذار برود، كارش تمام است. شماره‌اش را برداشته‌ام، مي‌دهم شهرباني، پدرش را درمي‌آورند».

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 241