مسجد تيپ در فاو سخنراني برگزار مي‌كرد. بعد از مراسم، يكي از بسيجيان بلند شد و ظرف آب را برداشت و افتاد وسط جمعيت براي سقايي! مي‌گفت: «هركه تشنه است، بگويد ياحسين (ع)» عجيب بود، در آن گرما و ازدحام نيرو كه جاي سوزن انداختن نبود، حتي يك نفر آب نخواست. مي‌شد تشنه نباشند؟
غيرممكن بود. من از همه جا بي‌خبر بلند شدم، گفتم ياحسين (ع). بعد بسيجي برگشت پشت سرش و گفت: «كي بود گفت يا حسين (ع)؟» دستم را بلند كردم و گفتم: «من بودم اخوي». گفت بلند شو بيا. بلند شو. اين ليوان و اين هم پارچ، امام حسين (ع) شاگرد تنبل نمي‌خواهد.....؟!»

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 293