خبر خوش عمليات همه‌جا رسيده بود، و بچه‌ها بايد اين وجد و نشاط و از خود بي‌خودي را يك جوري بروز مي‌دادند، چه كسي بهتر از فرمانده‌ي تيپ كه تا چند دقيقه‌ي ديگر مي‌خواست سخنراني كند.
هنوز پاي كار و پشت ميكروفون كه چه عرض كنم! بلندگوي دستي نيامده بود، كه يكي از برادران بلند شد و شروع به ابراز احساسات كرد، براي سلامتي فرمانده‌مان... اي دل غافل، اسم فرمانده يادش رفته بود، و او كه حالا بلندگو را در دست داشت، حال و حواي جمع را در اختيار گرفت و اضافه كرد، براي سلامتي فرمانده‌مان آقا امام زمان (عج) صلوات.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 215