دو وجب و نيم بيشتر قد نداشت و چهار مثقال گوشت به تنش نبود. با اين وصف مرتب به پر و پاي اين و آن مي‌پيچيد كه ياالله، بيا كشتي. بيا نشانت بدهم كي بچه است! خيلي‌ها اعتنا نمي‌كردند و مي‌گفتند: «تو راست مي‌گويي، حق با تو است.» اما بعضي‌ها بدشان نمي‌آمد كه زهر چشمي‌ از او بگيرند بلكه از رو برود. بلا استثنا از همه هم مي‌خورد. يعني زمينش مي‌زدند. جالب بود وقتي زمين مي‌خورد به جاي اين‌كه جر بزند مي‌گفت: «ديگه كسي نيست ما را زمين بزنه!»

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 91