يك روز هنگام عصر و پخش مستقيم غذا! خمپاره زدند، همه فرار كرديم. هر يك از سويي، برخاستيم و آمديم. ديديم خمپاره درست خورده كنار ديگ غذا، اما عمل نكرده است. به همديگر نگاه كرديم، دوست رزمنده‌اي گفت: «اي والله، باز هم به غيرت و شجاعت ديگ! با همه‌ي سياهي از ما رو سفيدتر است. از جايش تكان نخورده است، آفرين. برادرا خوب است ياد بگيرند و به محض اين‌كه خمپاره مي‌آيد دنبال سوراخ موش نگردند!»

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 93