مثل همه‌ي بسيجيان دو تكه تركش خمپاره را برداشته، به عنوان يادگاري، كف ساكم جاسازي كردم و با در دست داشتن برگه‌ي مرخصي به طرف دژباني حركت نمودم. دژبان تمام وسايلم را بيرون ريخت، طوري جاسازي كرده بودم كه به عقل جن هم نمي‌رسيد، ولي پيدايش كرد و پرسيد: چند ماه سابقه‌ي منطقه داري؟ توضيح دادم. گفت: شما هنوز نمي‌داني تركش خوردنش حلال است، بردنش حرام؟ گفتم: نمي‌شود جيره خشك حساب كني و سهم ما را حالا كه نخورده‌ايم بدهيد ببريم!

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 271