پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389 1:05 PM
مرد شوخطبعي بود، همهي بچهها او را به لطيفهگويي ميشناختند. آن روز بعد از نماز، دستانش را به آسمان بلند كرد و گفت: «حاشا به كرمت! اول و آخر دو هزار تومان به ما حقوق ميدهند، من چيزي نميگويم، اما خودت بگو اين درست است؟ براي دو هزار تومان بايد هفده ركعت نماز بخوانيم، نگهباني بدهيم، ديدهبان باشيم، كمين برويم، تكان بخوريم آمادهباش ميزنند، دير بجنبيم رفتهايم روي هوا و تكه بزرگمان گوشمان است. آيا واقعاً ميصرفد؟ خودت باشي اين كار را ميكني؟»
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 196