شب عمليات بود. به دور از شور و حال و قيل و قال معمول شب عمليات نشسته بود گوشه‌اي و داشت چلومرغ مي‌لنباند.
يكي از رزمنده‌ها همين كه از كنارش گذشت، برايش دست تكان داد و گفت: « برادر اگر تركيدي ما را هم شفاعت كن. »

 

منبع :مجله جاودانه ها