چه‌قدر ما بسيجي‌ها مهم بوديم، كه شب‌هاي عمليات پزشك همراه داشتيم! (امدادگر) آن‌ها آن‌قدر به فكر ما بودند كه مي‌گفتند: «نترسيد و جلو برويد. ما پشت سرتان هستيم، فقط سعي كنيد تير و تركش به جايي از بدنتان بخورد كه زخمش قابل بستن و پانسمان كردن باشد.» ما هم به آنان اطمينان مي‌داديم، كاري مي‌كنيم كه يا شهيد شويم، يا اسير، تا كار آن‌ها راحت‌تر باشد!

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 19