در اوج باران تير و تركش، بعضي از اين نيروها سعي‌شان بر اين بود تا بگويند قضيه اين‌قدرها هم سخت نيست و شب‌ها دور هم جمع مي‌شدند و روي برانكاردها عبارت‌نويسي مي‌كردند. يك‌بار كه با يكي از امدادگرها، برانكارد لوله شده‌اي را براي حمل مجروح باز كرديم، چشممان به عبارت‌ «حمل بار بيش از 50 كيلو ممنوع» افتاد.
از قضا مجروح نيز خوش هيكل بود. يك نگاه به او مي‌كرديم، يك نگاه به عبارت داخل برانكارد. نه مي‌توانستيم بخنديم، نه مي‌توانستيم او را از جايش حركت بدهيم. بنده‌ي خدا هاج و واج مانده بود كه چه بگويد. بالاخره حركت كرديم و در راه كمي مي‌آمديم و كمي هم مي‌خنديديم. افراد شوخ طبع، دست از برانكارد خون آلود حمل مجروح هم برنداشته بودند.

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 68