مي‌گفت: « بابا يه خرده جلوي شكم‌تان را بگيريد؛ يعني چي. معني ندارد. مگر آدم هر چه دم دستش آمد، مي‌خورد؛ اين‌ها بيت‌المال است. حساب و كتاب دارد. فردا پس فردا بايد جواب پس بدهيد. ملت بيچاره‌ي عراق از سر و ته خرج‌شان مي‌زنند. شنيده‌ام حسابي در بلا و مضيقه‌اند. نان براي خوردن ندارند. آن وقت راه و نيم راه تير و تركش مي‌خوريد. مگر نشنيده‌ايد كه « في حلالها حساب و في حرامها عقاب... » ها بابا جان حرف بزرگ‌تر را گوش كنيد. اين‌قدر تير و تركش نخوريد. مال بيت‌المال عراق است؛ حساب و كتاب دارد. »

منبع :مجله جاودانه ها -  صفحه: 38