صحبت از شكار تانك‌هاي دشمن بود و هركس در غياب آرپي‌جي زن دسته‌ي خودشان، از هنر و شجاعت،‌ دقت و سرعت عمل او تعريف مي‌كرد. يكي گفت: «شكارچي ما طوري شني تانك را نشانه مي‌گيرد كه مثل چفت در كه با دست باز كنند، همه‌ي قفل و بندهايش را از هم سوا مي‌كند و مثل شبيخوان مغازه‌هاي لوازم و وسايل يدكي مي‌چيند.»
كنارش ديگري گفت: «شكارچي ما مثل شكار يك پرنده، چنان خال زير گلوي تانك را نشانه مي‌گيرد كه فقط سرش را از بدن جدا مي‌كند در حالي‌كه بقيه‌ي بدنش سالم است و سومي كه تا اين زمان فرصت زيادي براي پيدا كردن كلمات مناسب پيدا كرده بود، گفت: «اين كه چيزي نيست، شكارچي ما هنوز شليك نكرده، تانك‌هاي دشمن به احترام آرپي‌جي‌اش كلاهشون را از سر برمي‌دارن و براش در هوا دست تكان مي‌دهند و خودشان به استقبالش مي‌آيند».

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 47