دعاي جوشن‌كبير خوانده مي‌شد. يكي از پاسدار وظيفه‌ها در گوشم گفت: « التماس دعا ما را از دعاي خير فراموش نكن. » يك حالت خاصي داشت.
دعا و احيا كه به پايان رسيد، رو به من كرد و گفت:‌ « واقعاً برايم دعا كردي؟ »
گفتم: « فكر كردي من يادم رفت! وقتي كه جمله " يا كافي و يا مُعافي " خوانده شد، ياد تو افتادم و دعا كردم انشاالله به سلامت پايان خدمت را بگيري و بروي. »

منبع :مجله طراوت