پاسخ به:کوتاه و خواندنی > لطائف
دوشنبه 4 بهمن 1389 12:33 PM
برخي مواقع تا حاج آقا ميآمد صحبت كند، بچهها به بندهي خدا فرصت نميدادند حرفي بزند. شايد اصل مطلب مربوط به خودش هم نميشد. او ميخواست در مورد عمليات و شرح وظايف و ساير موارد صحبت كند، ولي بچهها مجال نميدادند.
تا ميگفت: من... همه دورهاش ميكردند كه اول بگو ريا چهقدر ثواب داره، بعد تعريف كن. خلاصه، نميگذاشتند او حرفش را بزند. او هم ميگفت: «بابا از خيرش گذشتيم، ما نبوديم.» گاهي هم طور ديگري ميگفتند كه بله... ريا خيلي ثواب داره، شما كه ماشاالله سرتان تو كتاب است، و خلاصه به هر نحوي باب شوخي و برقراري ارتباط و نزديكي دلها را باز ميكردند.
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 162