روحاني گردانمان بود و بعد از هر نماز، يك حديثي را از معصوم نقل مي‌كرد و پيرامون آن توضيح مي‌داد. پيدا بود، اين اولين باري است كه به صورت تبليغي_ رزمي به جبهه آمده است و الا شايد بي‌گدار به آب نمي‌زد و هوس نمي‌كرد بچه‌ها را امتحان كند، آن‌ هم بچه‌هاي اين گردان را كه تبعيدگاه بود، نمي‌آمد بگويد: بچه‌ها النظافه من الايمان و ال...؟ تا بچه‌ها در عين ناباوري او تكميلش كنند و بگويند: حاج‌آقا! «والكثافه من الشيطان»
فكر مي‌كرد لابد مي‌گويند حاج‌آقا «و ال» ندارد، يا هاج و واج مي‌مانند و او با يك قيافه‌ي حكيمانه‌اي مي‌گويد: اي بي‌سوادها بقيه ندارد، حديث همين است، با اين وصف حاجي كم نياورد و گفت: حالا اگر گفتيد اين حديث مال كيه؟ بچه‌ها سريع گفتند: «نصفش حديث نبوي است، نصف ديگرش از قيس بن اكبرسياه!» همه با صداي بلند زدند زير خنده و حاجي نمي‌دانست بخندد يا خيلي جدي بگويد: اين حرف‌ها چيه؟ قيس ديگر كيه؟

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 163