اساطیر نورس ‏(Norse) یا اسکاندیناوی اشاره به داستان‌های اسطوره‌ای خدایان سرزمین‌های شمال اروپا، مردم نوردیک، وایکینگ‌ها یا بربرهای شمالی دارد. بسیاری باور دارند اساطیر نوردیک بیشتر به وقایعی تاریخی اشاره دارند که رنگ افسانه و سپس اسطوره به خود گرفته‌اند. مثلاً اودین و فرزندانش را شاهی آسیایی و خاندانش می‌دانند که به نورس سفر کرده و ماندگار شده و کارهای نمایان کرده‌اند.
منابع اساطیر نورس برخلاف اساطیر یونان یا مصر محدود هستند و به چند دست‌نوشته و منظومه محدود می‌شوند که مشهورترین آنها ادا است. بسیاری هم ریشه‌ی خاورمیانه‌ای دارند. در عوض به خاطر رواج کافرکیشی از سده‌ی دهم میلادی و سلطه‌ی وایکینگ‌ها و قبایل ژرمنی در آن دوره این منابع نسبت به منابع اساطیری دیگر متأخرتر هستند و در برخی موارد جزییات کامل‌تری دارند.

آس‌ها

مجموعه خدایان اصلی مردمان نورس که شامل اودین (ایزد جنگ‌آوران) و فرزندان او می‌شده است. اصلی‌ترین این خدایان ثور، حامی کشاورزان بود. اما اکثر این خدایان به مفاهیمی چون قدرت‌طلبی و جنگ روی قلمرو بسته بودند. این خدایان اساطیر نورس که اصلی‌ترین دسته‌ی آنها را ازیز گفته‌اند به قدرت خدایان اساطیری کهن نبوده‌اند. از جمله آنکه میرا بودند و سیب‌های جوانی جاوید ایدون منبع اصلی نیروی آنها بود.



ثور یا Thor خدای آذرخش در اساطیر اسکاندیناوی، پسر اودین و یورد و یکی از قدرتمندترین خدایان است. او با سیف، یکی از الهگان باروری ازدواج کرده است، ولی با ماده غولی به نام یارسانکسا (به معنی قمه آهنی) نیز رابطه دارد و حاصل این رابطه دو پسر به نامهای ماگنی و مودی و دختری به نام ثراد است. تیالفی، قاصد خدایان، همدم و خدمتگزار ثور است.
ثور را معمولا بصورت مردی قوی پیکر با ریش قرمز و چشمانی درخشان تصویر کرده‌اند. با وجود ظاهر نه چندان دوستانه، پرستش ثور به عنوان نگهبان و حامی خدایان و انسانها در برابر نیروهای شر بسیار رایج بوده است. محبوبیت و رواج پرستش ثور حتی از پدرش یعنی اودین نیز بیشتر بود زیرا او بر خلاف اودین خواستار از جان گذشتگی انسانها نبود. در معبد مخصوص ثور به نام معبد اوپسالا (که در سال ۱۰۸۰ میلادی ویران شده و به جای آن یک کلیسا ساخته شد!) ثور و اودین که در سمت راست او ایستاده بود به تصویر کشیده شده بودند.
وایکینگ‌ها اعتقاد داشتند که در زمان توفان‌های صاعقه، این ثور است که در آسمانها سوار بر ارابه‌اش که توسط دو بز به نامهای تانگریسنی و تانگنوست کشیده می‌شود حرکت می‌کند و هر بار که پتک معروفش، میولنیر را پرتاب میکند صاعقه به وجود می‌آید. ثور برای استفاده از این پتک، دستکشی به نام مگینگیارد به دست می‌کند که قدرت بسیار زیاد او را دو برابر می‌کند.
ثور در قسمتی از آسگارد به نام ثرادهایم (یعنی محل اقتدار) تالاری به نام بیلسکیرنیر دارد. بزرگترین دشمن ثور، مار جهانی یورمونگاند است. در روز راگناروک، ثور سرانجام یورمونگاند را می‌کشد اما خود بر اثر زهر این مار جان می‌سپارد و پسرانش پتک او را پس از مرگش به ارث خواهند برد.
در اسطوره‌های تیوتونیک، خدایی به نام دونار معادل ثور دانسته شده، حال آنکه رومی‌ها او را معادل ژوپیتر، خدای خدایان خود می‌دانستند. روز پنجشنبه روز ثور است.

اودین یا Odin خدای خدایان در اساطیر نوردیک است. او که فرزند بور و بستلا میباشد، آلفادیر به معنی پدر همگان نامیده میشود زیرا که به واقع پدر همه خدایان است. از ازدواج او با الهه ای به نام فریگ، پنج خدا به نامهای بالدر، هودر، هرمود، تیر و براگی به دنیا آمدند. از الهه ای به نام یورد، صاحب فرزندی به نام ثور شد و ویدار نیز فرزند اودین و گرید است.
اودین هم خدای جنگ و مرگ است و هم خدای شعر و خرد. او نه روز گرسنه و تشنه و در حالی که به وسیله نیزه خودش زخمی نیز شده بود، از ایگدرازیل آویزان ماند (به همین دلیل نام ایگدرازیل به درخت جهانی داده شده است. ایگ از القاب اودین و به معنی هراس انگیز است) و پس از این مدت با آموختن نه سرود جادویی و هجده رون، سقوط کرد. بدین وسیله او توانایی این را پیدا کرد تا مردگان را به حرف وادارد و با خردمندترین آنها مشورت کند.
تالار اودین در آسگارد والازکیالف (یعنی قفسه کشتگان) است و سریر مشهور او، هیلدزکیالف که وقتی به روی آن مینشیند میتواند هر مکانی از نه جهان را ببیند، در این تالار قرار گرفته است. دو کلاغ به نامهای هوگین (فکر) و مونین (حافظه) هر روز گرد جهان پرواز کرده و برای او اخبار جهان را می آورند. دو گرگ به نامهای جری و فرکی نیز همیشه اودین را همراهی میکنند و اودین هر غذایی را که در مقابل او قرار داده میشود به این گرگها میدهد زیرا او تنها از شراب مید تغذیه میکند و نیازی به غذا ندارد. همچنین تالار والهالا نیز به اودین تعلق دارد.
گنجینه های اودین عبارتند از: نیزه اش گرونگنیر که هرگز به خطا نمیرود؛ حلقه جادویی دروپنیر که هر شب نه حلقه مانند خودش تولید میکند؛ و توسن هشت پای او یعنی سلیپنیر.
اودین تنها یک چشم دارد که مانند خورشید میدرخشد. او چشم دیگرش را در ازای نوشیدن جرعه ای از آب چاه خرد (در بعضی نسخ در ازای فرستادن نسیمی از این چاه) به نگهبان این چاه که میمیر نام دارد بخشیده است.
در جایی دیگر اودین در ماموریتی پر خطر شراب شعر را از یوتونهایم سرقت میکند. او هم رونها و هم خردی که از چاه خرد به دست آورده و هم شراب شعر را به انسانها میبخشد.در روز نبرد نهایی، راگناروک، اودین توسط گرگ عظیم الجثه فنریر کشته خواهد شد.
اودین نامهای بیشماری دارد که بعضی از آنها عبارتند از: اوثین، وودان، ووتان (چهارشنبه روز اودین بوده و به نام وودان نامگذاری شده بود، اما به تدریج به شکل کنونی آن در آمده است)، واک، والتام، ایگ (در بعضی نسخ هراس انگیز و بعضی جاها اسب اخته! معنی شده است)، بلیندی (به معنی کور)، آلفادیر (پدر همگان)، والفادیر (پدر کشتگان)، هانگاگوث (خدای به دار آویختگان)

ایدون Idun در اساطیر نورس الهه جوانی جاودان و نگهبان سیب‌های جوانی است. سیب‌هایی که هر گاه خدایان احساس پیری می کردند، با خوردن آن‌ها جوانی دوباره به دست می آوردند. از آنجا که ایدون یک الهه باروری و جوانی نیز به شمار می‌رفته، محتمل است که اصالتا یکی از ونیر باشد.
ایدون همسر براگی، خدای شاعری و فصاحت بوده است.
در یکی از داستان‌های اساطیر نورس، ایدون و سیب‌هایش توسط یکی از یوتون‌ها به نام تیازی دزدیده می‌شود و با نبود سیب‌های جوانی، خدایان شروع به پیر شدن می‌کنند. از آنجا که ایدون با همکاری لوکی دزدیده شده بود، اسیر وی را مجبور می‌کنند تا او را به آن‌ها بازگرداند.
لوکی نیز با قرض گرفتن شنل جادویی فریا، خود را به شکل یک شاهین در آورده، به مقر تیازی می رود. در آنجا او ایدون را به شکل یک دانه درآورده و با وی به سوی آسگارد فرار می‌کند. تیازی نیز به شکل یک عقاب آن‌ها را تعقیب می‌کند اما آتشی که اسیر درست می‌کنند، بال‌های او را آتش زده و باعث مرگ او می‌شود. به این ترتیب خدایان جوانی خود را به دست می آورند.

وتون‌ها

یوتون‌ها یا ژیان‌ها، یا غول‌ها در برخی نسخه‌ها دشمنان اصلی آس‌ها بودند. اینان بازماندگان غول‌های یخی اولیه بودند و هماورد نهایی خدایان به شمار می‌آمدند.

ونیر

دومین گروه خدایان اسکاندیناوی و خویشاوندان آس‌ها بودند. اینان سرزمین خاص خود را داشتند که وناهیمر نامیده می‌شد. اینان یرای صلح با آس‌ها با آنها گروگان مبادله کردند. نیورد پدر آنها بود. ونیر بیشتر خدایان مدنیت و زراعت بودند.

نیورد Njord خدای نوردیک باد، دریا و آتش است. دریانوردان و شکارچیان از او طلب خوش اقبالی در دریا و شکار می کردند. او با ماده غولی به نام اسکادی ازدواج کرده است، ولی از خواهر خود صاحب دو فرزند گردیده: فریر و فریا.
نیورد در اصل یکی از ونیر بود اما هنگامی که دو قبیله خدایی ونیر و اسیر با یکدیگر صلح کردند، نیورد و دو فرزندش به عنوان گروگان به اسیر سپرده شدند. اسیر هم نیورد و هم فریر را به عنوان راهبانی برای نظارت بر عملیات قربانی می شناختند. فریا نیز راهبه ای بود که به اسیر سحر و جادو آموخت، دانشی که در میان ونیر بسیار متداول و رایج بود.در زبان اسکاندیناوی قدیم، نیورد را نیورور می خواندند.

اسکادی Skadi که او را به کنایه، «عروس خدایان» می‌نامند، در اساطیر نورس یک ماده غول است. او دختر تیازی، همسر نیورد و مادرخوانده‌ی فریر و فریا است.
هنگامی که خدایان تیازی را به خاطر ربودن ایدون به قتل رساندند، اسکادی، زره پوش به آسگارد سفر کرد تا انتقام پدر را بستاند. اما خدایان با او از در دوستی درآمدند و به وی پیشنهاد جبران خون پدر و مصالحه دادند.
برای به دست آوردن رضایت اسکادی، خدایان به وی اجازه دادند که یکی از آنها را به همسری برگزیند، البته تنها با دیدن پاهای آنها! اسکادی پذیرفت و هنگامی که دو پای بسیار زیبا بین پاهای خدایان دید، با تصور این که این پاها نمی‌توانند به کسی جز بالدر تعلق داشته باشند، آنها را برگزید. اما پاها نه متعلق به بالدر، بلکه متعلق به نیورد، خدای پیر باد و دریا بودند. در بعضی روایات چنین آمده‌است که اسکادی و نیورد پس از مدتی، از آنجا که نیورد به مناطق ساحلی و اسکادی به کوهستان علاقه داشت، از یکدیگر جدا شدند و اسکادی با اول ازدواج نمود.اسکادی همسر خود را از میان خدایان بر می‌گزیند
دومین شرط برای رضایت اسکادی واقعا دشوار بود: باید اسکادی را می‌خنداندند! این کار به لوکی واگذار شد. لوکی هم یک سر ریسمانی را به ریش یک بز و سر دیگر آن را به بیضه‌های خود بست و بر اثر کشمکش میان این دو، هر دو بلند بلند جیغ و فریاد می‌کردند و سرانجام لوکی موفق به خنداندن اسکادی شد!
اما در نهایت اودین برای از بین بردن کامل خصومت، چشمان تیازی را برداشته و به عنوان دو ستاره در آسمان جای داد.
با وجودی که اسکادی یک ماده غول است، اما بسیاری از اشارات و کنایات به او، وی را به عنوان یک الهه و یکی از اسیر معرفی می‌کنند. از میان القاب اسکادی، مشهورترین آن‌ها اوندورگود یا اوندوردیس، به معنی «الههٔ برف پا» است.

فریر Freyr در میان نورس ها رب النوع خورشید، باران و محصولات کشاورزی بود. او را با وجودی که خدای صلح به شمار می رود، جنگجویی دلیر توصیف کرده اند. فریر همچنین فرمانروای الفها نیز به شمار می رود. او زیبا ترین و برجسته ترین خدایان مذکر در میان ونیر ها است، تا حدی که به او لقب خداوند جهان را داده اند. پس از تلفیق تو قبیله خدایان اسیر و ونیر، فریر را ارباب اسیر نام نهادند. در هنگام جشنهای عروسی نیز از فریر به عنوان یک خدای باروری تجلیل کرده و از او طلب ازدواجی پر برکت برای خود می نمودند.
فریر که فرزند خدایی از ونیر به نام نیورد و برادر فریا است، با ماده غول بسیار زیبایی به نام گرد ازدواج می کند. فریر ارابه ای دارد که توسط گراز طلایی گولینبرستی کشیده می شود. این گراز را دو دورف به نامهای بروک و ایتری برای فریر ساخته اند. او همچنین کشتی با ارزشی به نام اسکیدبلادنیر (به معنی چوبین تیغه) دارد که همیشه مستقیما به سوی هدف خود حرکت می کند و خاصیت جادویی آن در این است که می تواند چنان کوچک شود که در جیب فریر جای گیرد.
اما با ارزش ترین گنجینه فریر شمشیر اوست که هر گاه صاحب آن اراده می کرد، خود به خود از نیام بیرون آمده و به اختیار خود می‌جنگید و میدان نبرد را از لاشه ها می انباشت. هر چند که این شمشیر در راگناروک همراه او نخواهد بود و همین مساله باعث کشته شدن او به دست سورت خواهد شد. هنگامی که فریر دلباخته گرد گشت، سلاحدار و دوست خود اسکرنر را به عنوان قاصد برای خواستگاری به نزد گرد فرستاد و به عنوان هدیه خواستگاری نیز شمشیر خود را به گرد تقدیم کرد.
معبد اصلی فریر و مرکز پرستندگان او در شهر اوپسالا در سوئد قرار داشت.فریر را در جنوب سوئد فریکو می نامیدند.

فریا Freya الهه عشق و باروری در میان وایکینگها، و زیباترین و خوش یمن ترین الهگان در میان این قوم بود. او را همچنین موکل بر امر برداشت محصول، تولید مثل و زایش و نماد شهوت و هوسرانی دانسته و در امور مربوط به عشق از او طلب یاری می کردند. فریا به شدت دوستدار موسیقی، بهار و گلهاست و در میان موجودات نیز بیش از همه به الفها علاقه دارد.(اِلف یا Elf نام موجودی خیالی از افسانه‌های فولکلور ژرمنی است. الف‌ها در اصل موجودات ریزاندامی خوش‌صورتی بودند که در جنگل‌ها و غارها و کنار چشمه‌ها زندگی می‌کردند. اما در گذر زمان انواع دیگری هم در نظر گرفته شد.پس از شهرت اثر پروفسور تالکین که در آن الف‌ها به صورت موجوداتی انسان‌وار و هوشمند و خردمند و بی‌مرگ تصویر شده‌اند، الف‌ها جای پای خود را در فانتزی امروزی محکم کرده‌اند و به صورت جز ثابت بسیاری داستان‌ها درآمده‌اند. )
فریا به عنوان قدرتمندترین و بزرگترین الهگان ونیر نیز به شمار می رود.در واقع فریا به همراه پدرش نیورد و برادرش فریر، تنها خدایان مهم از قبیله و شاخه ونیر هستند.
همسر مرموز فریا خدایی به نام اود (شاید یکی از نامهای اودین باشد) است که به دلیل نامعلومی او را ترک میگوید و هنگامی که فریا در فراق شوی خود می گرید، اشکهای او به طلا تبدیل می شوند. به همین دلیل است که در کتاب فن نویسندگی، اسنوری استورلوسون یکی از استعارات مناسب برای طلا را اشک فریا ذکر میکند.
گنجینه های فریا عبارتند از: گردنبندی مرصع و گرانبها به نام بریسینگز که فریا برای به دست آوردن آن، به نوبت با چهار دورفی که سفارش ساخت این گردنبند را به آنها داده بود همبستر شد!
یک شنل ساخته شده از پر پرندگان که خاصیت جادویی آن در این بود که فریا با پوشیدن آن میتوانست به شکل یک قوش در بیاید.ارابه فریا نیز که توسط دو گربه کشیده می شود از نشانه های این الهه است.در بعضی نقاشیها و مجسمه ها فریا را به همراه گرازی به نام هیلدسوینی (به معنی گراز جنگی) تصویر کرده اند که در واقع یکی از دلدادگان فریا به نام اوتار است که به این شکل در آمده.
فریا در قصری با شکوه به نام فولکوانگ (به معنی میدانگاه مردم)زندگی می کند که همیشه آهنگهای عاشقانه در آن نواخته می شوند. همچنین تالاری به نام سسرومنیر نیز تحت تملک فریاست و خدمتکار او نیز فولا نام دارد.کشتگان جنگ میان فریا و اودین تقسیم می شوند و زنان نیز پس از مرگ به تالار او راه می یابند.

نورن

نورن‌ها در اساطیر اسکاندیناوی نیمه الهگان، یا فرشتگان سرنوشت هستند. این سه خواهر به نامهای اورد (به معنی سرنوشت) ، ورداندی(بایستگی و ضرورت) و اسکولد (زمان حال) هم سرنوشت انسانها و هم سرنوشت خدایان و هم جریانهای طبیعی و دائمی کیهان را کنترل می‌کنند.