پاسخ به:ادبیات دفاع مقدس
شنبه 2 بهمن 1389 2:47 PMضرورت باورپذیرشدن ادبیات دفاع مقدس
باورپذیر شدن ادبیات داستانی دفاع مقدس دارای چه سازوکار و سامانه ادبی و محتوایی است؟ برخی بر این باورند که باید از بین رخدادها و وقایع دوران دفاع مقدس آنچه را که جنبه مثبت واقعه است گزینش و در آثار ادبی منعکس کرد.
برخی نیز همراه بودن جنبه های مثبت و منفی واقعه برای انعکاس صحیح و کامل آن رخداد را مدنظر قرار می دهند؛ گرچه می توان از نقطه ابتدایی نظریه اول تا نقطه انتهایی نظریه دوم ترکیب هایی را ارائه کرده و بر آن تأمل نمود. حال به راستی انعکاس یک واقعه در حوزه ادبیات، آن هم در حوزه داستان که فراگیر شخصیت، واقعه، زمان، مکان، رخداد، کشمکش و... است، چگونه و با چه منطق علمی، پژوهشی، تاریخی و اجتماعی باید شکل بخشی شود؟ در این مقال، قصد دریافت های روان شناسی یا جامعه شناسی نداریم اما عرف معمول ادبیات داستانی تا آنجا که دریافت ما قد می دهد، ارائه جنبه های نیک و شر در زندگی بشر و رویارویی این عناصر در روند داستان است.
حوزه انسانی و زندگی انسان- به استثنای معصومین(ع)- دارای وجوه مثبت و منفی است و هیچ قطع و حکمی در مورد روند زندگی آحاد مختلف بشر به شکل کاملاً، قطعاً و جامعاً «نیک» به مفهوم مطلق و خاص نیست، بنابراین فراز و فرودهای این ترکیب(خوب، بد) به ناچار در زندگی و اعمال رفتار ما خود را نشان می دهد. البته اگر مفهوم خوب و بد و مصادیق آن را کاملاً با شاخصه های متقن بسنجیم و همگرایی فکری و آرمانی را نیز در این حوزه حاکم گردانیم، باز هم سلیقه ها، نگاه ها، برداشت ها و قضاوت ها یکسان نخواهد بود.
در این صورت چگونه و چرا باید معرفت شناسی و رفتارگرایی شخصی یا گروهی را بر تمام حیطه های برداشت ها و قضاوت های این حوزه، تسری و سیطره دهیم؟ اگر آرمان گرایی و حقیقت جویی در حوزه اعتقادی و فرهنگی با تناسب شرایط زمان و مکان، یکی از مهم ترین ابزار قضاوت های فکری و باورهای جامعه امروز ماست، این حیطه بسیار گسترده و فراگیر را نیز باید به بحث گذارد و با مطالعه و گفت وگوهای نظری و مشاهدات مکانی و زمانی، آن را تعریف و مفهوم سازی عینی و کاربردی کرد. آموزه های دینی ما چیزی جز ایجاد رفتار صحیح و اندیشه سالم نیست و معرفت شناسی و شناخت، شرط اول ورود به این مباحث است.
بنیادهای فکری و فرهنگی ما با استنتاج از منابع و مآخذ محکم شکل می یابد و این روند باید در دیگر مقوله هایی که با تفکر و عقل و خرد و اندیشه سروکار دارد نیز تسری یابد. ادبیات داستانی فضای بسیار مطلوب و سازنده ای برای پرواز اندیشه ها و دغدغه های انسانی و بشری است. اگر پروازهایی در این گستره از سلامت کامل برخوردار نمی باشد احتمالاً به لحاظ همان بنیادهای ناسالم، ناقص و انحرافی است که بحث ما در این فرصت، آنها را شامل نخواهد شد. ما به اندیشه مندانی توجه داریم که با اعتقادی الهی و به لحاظ انجام مسئولیت و تعهد دینی یا ملی خود در قبال جامعه و نسل های امروز و فردا، به تلاش و زایندگی ادبیات داستانی در این برهه از زمان کمک کرده و گنجینه ای از مفاهیم و دغدغه های نسل دیروز و امروز انقلاب و دفاع مقدس را در آثار خویش به یادگار می گذارند.
داستان دفاع مقدس، داستان نسل زنده و با نشاط و به روز و روشنگر نسل های امروز و آینده است. راه رسیدن به معرفت انسانی در دفاع از هویت دینی و موجودیت میهنی، مؤلفه های بسیاری را در خود جای می دهد. مسیر و معبر، متنوع و متعدد است. اگر به تعداد انفس، راه شناخت الهی وجود دارد، چرا برای ورود به این معرفت باید حصار،تنگنا و محدودیت هایی را قائل شویم؟ این مسیر نیز دارای تنوع و تکثر است و لاجرم نگاه ها و برداشت ها و تلقی ها نیز متنوع و متکثر است(البته با پیش داوری های معمول، این تنوع و تکثر را محمل منفی بافی های رایج قرار ندهیم). ما باید مخاطب امروز و آینده را بشناسیم و برای او بنویسیم و فقط برای نسل دیروز که خود میراث دار یا صاحب اصلی این فرهنگ و دغدغه هاست ننویسیم؛ گرچه این جاودانگان حماسه ساز نیز خود باور دارند که این رسالت با تنوع، جاذبه و ابداع کامل می شود و اهتمام بر شیوه های پیشین، شاید سنگلاخ و ناهمواری امروز را باعث شود زیرا تلقی ها و زبان امروز گونه های جدید و تازه ای را آزمایش می کند. این کلام، نه برای دفاع یا توجیه برخی از ناملایمات رفته یا انحصارهای برداشتی از موضوع است بلکه نیازهایی است که امروز فراروی ما قرار دارد و بدون توجه و تأمل مناسب در این مقوله نمی توان چشمداشتی به اثربخشی ادبیات داستانی دفاع مقدس در نسل های آتی داشت. کمی حوزه ارتباط، تلقی ها و برداشت ها و اندیشه های آرمانی خود را وسعت و تنوع بخشیم و به هنرمندان و نویسندگان متعهد و خوش دغدغه امروز بیشتر بها دهیم و آنها را باور کنیم و اجازه دهیم با نگاه متفاوت از ما به کنکاش و انعکاس زوایای مختلف و نادیده واقعه پرداخته تا شاید با خلق کارهای مناسب تر، ملموس تر و عینی تر در قالب داستان، پیوند بهتر و محکم تری را در نسل امروز و آینده با فرهنگ و ارزش های دفاع مقدس به وجود آورند. این مجال، فرصت سوزی نیست بلکه ایجاد فرصت ها و به کارگیری استعدادهایی است که هرروزه انتظار شکوفایی و به بار نشستن توانایی و امکان سنجی ها را فراروی ما قرار می دهد. چه معلوم که این فرصت ها باعث فرهنگ سازی مورد نظر نشود و ادبیات دینی و ملی ما نیزاز آن بهره مند نگردد؟!
روزنامه همشهری
حوزه انسانی و زندگی انسان- به استثنای معصومین(ع)- دارای وجوه مثبت و منفی است و هیچ قطع و حکمی در مورد روند زندگی آحاد مختلف بشر به شکل کاملاً، قطعاً و جامعاً «نیک» به مفهوم مطلق و خاص نیست، بنابراین فراز و فرودهای این ترکیب(خوب، بد) به ناچار در زندگی و اعمال رفتار ما خود را نشان می دهد. البته اگر مفهوم خوب و بد و مصادیق آن را کاملاً با شاخصه های متقن بسنجیم و همگرایی فکری و آرمانی را نیز در این حوزه حاکم گردانیم، باز هم سلیقه ها، نگاه ها، برداشت ها و قضاوت ها یکسان نخواهد بود.
در این صورت چگونه و چرا باید معرفت شناسی و رفتارگرایی شخصی یا گروهی را بر تمام حیطه های برداشت ها و قضاوت های این حوزه، تسری و سیطره دهیم؟ اگر آرمان گرایی و حقیقت جویی در حوزه اعتقادی و فرهنگی با تناسب شرایط زمان و مکان، یکی از مهم ترین ابزار قضاوت های فکری و باورهای جامعه امروز ماست، این حیطه بسیار گسترده و فراگیر را نیز باید به بحث گذارد و با مطالعه و گفت وگوهای نظری و مشاهدات مکانی و زمانی، آن را تعریف و مفهوم سازی عینی و کاربردی کرد. آموزه های دینی ما چیزی جز ایجاد رفتار صحیح و اندیشه سالم نیست و معرفت شناسی و شناخت، شرط اول ورود به این مباحث است.
بنیادهای فکری و فرهنگی ما با استنتاج از منابع و مآخذ محکم شکل می یابد و این روند باید در دیگر مقوله هایی که با تفکر و عقل و خرد و اندیشه سروکار دارد نیز تسری یابد. ادبیات داستانی فضای بسیار مطلوب و سازنده ای برای پرواز اندیشه ها و دغدغه های انسانی و بشری است. اگر پروازهایی در این گستره از سلامت کامل برخوردار نمی باشد احتمالاً به لحاظ همان بنیادهای ناسالم، ناقص و انحرافی است که بحث ما در این فرصت، آنها را شامل نخواهد شد. ما به اندیشه مندانی توجه داریم که با اعتقادی الهی و به لحاظ انجام مسئولیت و تعهد دینی یا ملی خود در قبال جامعه و نسل های امروز و فردا، به تلاش و زایندگی ادبیات داستانی در این برهه از زمان کمک کرده و گنجینه ای از مفاهیم و دغدغه های نسل دیروز و امروز انقلاب و دفاع مقدس را در آثار خویش به یادگار می گذارند.
داستان دفاع مقدس، داستان نسل زنده و با نشاط و به روز و روشنگر نسل های امروز و آینده است. راه رسیدن به معرفت انسانی در دفاع از هویت دینی و موجودیت میهنی، مؤلفه های بسیاری را در خود جای می دهد. مسیر و معبر، متنوع و متعدد است. اگر به تعداد انفس، راه شناخت الهی وجود دارد، چرا برای ورود به این معرفت باید حصار،تنگنا و محدودیت هایی را قائل شویم؟ این مسیر نیز دارای تنوع و تکثر است و لاجرم نگاه ها و برداشت ها و تلقی ها نیز متنوع و متکثر است(البته با پیش داوری های معمول، این تنوع و تکثر را محمل منفی بافی های رایج قرار ندهیم). ما باید مخاطب امروز و آینده را بشناسیم و برای او بنویسیم و فقط برای نسل دیروز که خود میراث دار یا صاحب اصلی این فرهنگ و دغدغه هاست ننویسیم؛ گرچه این جاودانگان حماسه ساز نیز خود باور دارند که این رسالت با تنوع، جاذبه و ابداع کامل می شود و اهتمام بر شیوه های پیشین، شاید سنگلاخ و ناهمواری امروز را باعث شود زیرا تلقی ها و زبان امروز گونه های جدید و تازه ای را آزمایش می کند. این کلام، نه برای دفاع یا توجیه برخی از ناملایمات رفته یا انحصارهای برداشتی از موضوع است بلکه نیازهایی است که امروز فراروی ما قرار دارد و بدون توجه و تأمل مناسب در این مقوله نمی توان چشمداشتی به اثربخشی ادبیات داستانی دفاع مقدس در نسل های آتی داشت. کمی حوزه ارتباط، تلقی ها و برداشت ها و اندیشه های آرمانی خود را وسعت و تنوع بخشیم و به هنرمندان و نویسندگان متعهد و خوش دغدغه امروز بیشتر بها دهیم و آنها را باور کنیم و اجازه دهیم با نگاه متفاوت از ما به کنکاش و انعکاس زوایای مختلف و نادیده واقعه پرداخته تا شاید با خلق کارهای مناسب تر، ملموس تر و عینی تر در قالب داستان، پیوند بهتر و محکم تری را در نسل امروز و آینده با فرهنگ و ارزش های دفاع مقدس به وجود آورند. این مجال، فرصت سوزی نیست بلکه ایجاد فرصت ها و به کارگیری استعدادهایی است که هرروزه انتظار شکوفایی و به بار نشستن توانایی و امکان سنجی ها را فراروی ما قرار می دهد. چه معلوم که این فرصت ها باعث فرهنگ سازی مورد نظر نشود و ادبیات دینی و ملی ما نیزاز آن بهره مند نگردد؟!
روزنامه همشهری