شاعران جوان و واقعيت دفاع مقدس: وصف برش هايي از واقعيت

 

«جرج ریتزر» در یک تقسیم بندی دیگر، سطوح «واقعیت اجتماعی» را در چهار بعد: خرد (micro)، کلان (macro)، عینی (object) و ذهنی (Subject) ترسیم می کند. وی از جمله جامعه شناسانی است که تقلیل کلیت واقعیت اجتماعی را به هرکدام از سطوح چهارگانه نفی کرده است.
  ریتزر با طراحی مدلی تحت عنوان «فرانظریه» (فراتئوری‎/ متاتئوری) اظهارنموده که یک پدیده اجتماعی ممکن است حاصل ترکیب یک بعد از دو پیوستار به شرح زیر باشد:
   
    * سطوح ترکیبی
    ناحیه (الف) کلان - عینی
    ناحیه (ب): کلان- ذهنی
    ناحیه (ج): خرد - عینی
    ناحیه (د): خرد- ذهنی
    ژرژ گورویچ - جامعه شناس فرانسوی - نیز «به دو سطح پیوستار یعنی کلان، خرد و عینی و ذهنی توجه نموده و حتی ارتباط بین این دو سطح را درنظر گرفته است» (ریتزر، چاپ اول: ۶۰۱)
    با بررسی اجمالی شعر دفاع مقدس جوانان، می توان توجه آنان را به سطوح چهارگانه یاد شده به صورت منفرد و ترکیبی دید اما در این میان ذکر این نکته ضروری می نماید که بسامد شعرهایی که به بررسی سطح خرد پدیده پرداخته و سطح عینی را مورد توجه قرار داده و به طور کلی در سطح ترکیبی خرد - عینی سروده شده اند بیشتر از سایر سروده هاست. برای تبیین بیشتر نمونه هایی از کتاب روایت چهاردهم (مجموعه اشعار برگزیده چهاردهمین کنگره سراسری شعر دفاع مقدس) به شرح زیر تقدیم می گردد:
    الف) سطح منفرد:
    ‎/۱ الف) سطح عینی: در این سطح شاعر به توصیف پدیده های ملموس دفاع مقدس آنگونه که هستند می پردازد و بیشتر ناظر بر بعد «مرفولژی» واقعیت است لذا تعابیر انتزاعی را برنمی تابد.
    - روزهایی که در آتش و خون
    لحظه هایت خطر در خطر بود
    روزهایی که هر نخل بی سر
    شاهد نینوایی دگر بود
    ***
    لحظه هایی که مردان میهن
    در فراق تو خون گریه کردند
    روزهایی که تفسیر عشقند
    روزهایی که تصویر دردند
    (پرویز بیگی حبیب آبادی)
    - سنگر، پلاک، اسلحه، پوتین پای او
    پیچیده در تمام دوکوهه صدای او
    تسبیح، عطر جبهه و سربند یا حسین
    اشک، استغاثه، ندبه، دل باصفای او
    (مسعود بیاتی فر)
    ‎/۲الف) سطح ذهنی: در این سطح، شاعر به توصیف پدیده های دفاع مقدس با بیانی انتزاعی می پردازد. فهم شعر در این سطح وامدار اشتراک افقهای ذهنی شاعر و مخاطبین است.
    - درست مثل بیست و هشت سالگی پدرم
    تحت پوشش بیمه اباالفضلم
    و می بینم پرندگانی کوچک را که می پرند
    از قلب سردبیر و گاوصندوق اداره
    و بر سفره ام می نشینند و نمی نشینند
    (علی محمد مؤدب)
    ‎/۳ الف) سطح خرد: در این سطح شاعر به بررسی وقایع منفرد دفاع مقدس پرداخته و شعر او بیشتر حاصل محاکات شاعر با شهید، مفقودالاثر، جانباز، مادر شهید و نظایر آن است:
    - پشت سرت آب می ریزم
    کلمات پس و پیش شده به دنبال تو را
    از میان کوچه برمی دارم
    و شمع روشن می کنم شعر تازه ام را برای تو
    تو گرمتر از جنوب به راه می افتی و
    برای من دست تکان می دهی...
    (جلیل الیاسی)
    ‎/۴ الف) سطح کلان: در این سطح، شاعر کلیتی از واقعیت جنگ را می سراید، نظیر روایت حماسه از آغاز تا انجام یا توصیف برشی از یک واقعیت نظیر تشییع پیکر شهدا و...
    - شهر پرتپش، خلق پرخروش
    خلق داغدار، شهر حجله پوش
    شانه های شهر، زیر بار عشق
    سخت و استوار، مست و پرخروش
    کربلاییان بازگشته اند
    زنگ کاروان می رسد به گوش...
    (مجید زهتاب)
    ب) سطوح ترکیبی (حاصل ترکیب سطوح منفرد یاد شده اند)
    ‎/۱ب) سطح کلان - عینی
    - ای رسولان تلاوت شده بر قرآن ها
    نامتان حک شده بر کالبد دوران ها
    نفس سبز شما بوی اجابت دارد
    واژه هاتان همه مضمون شهادت دارد
    (سارا جلوداریان)
    - پشت دو نسل خون
    دو فصل جنون
    و ردپایی گم...
    از آن خیابانهای متروک
    معابر سوخته
    کفش های فرسوده
    و هرچه جا مانده است
    زمستان که بیاید
    زندگی از ما خواهد گریخت
    و زیستی این چنین ملامت بار
    به «هیچ جا» تکیه خواهدکرد؛
    (امیرشهریار امینیان)
    ‎/۲ب) سطح کلان - ذهنی
    - ... و می خواهند نقد ساخت شکنانه بر قرآن بنویسند
    و بفرستند نهج الفصاحه و اصول کافی را
    به کتابخانه کنگره آمریکا
    نه زیباشناسی شکلوفسکی
    نه فلسفه هابرماس
    من چند دوره نهج البلاغه خوانده ام و می دانم
    نبرد در جبهه های رایانه آغاز شده است
    و حساب کرده اند که در همان جا هم پایان خواهیم یافت
    حساب همه چیز را کرده اند
    مگر غنچه های دل خونی را
    که سحرگاهان و نیمه شبان زمزمه می کنند:
    «یا من یحیی العضام و هی رمیم»
    (علی محمد مؤدب)
    ‎/۳ب) سطح خرد - عینی
    - از کودکان تنها تو مانده ای
    با زغالی نیم سوخته در چشمهایت
    و گلویی خونین
    که شکستن استخوانهایت را فریاد می کشد
    از کودکان تنها تو مانده ای
    از اسباب بازی ها
    عروسکی که روی رف نشسته است
    و انگشت هایش را حریصانه می مکد
    آه
    کودک گیاه
    من اشکهایت را قاب می گیرم
    برای سال های دلتنگی و شبانگاهان تار
    و ستاره های چشمت را آهسته می شمارم
    یک
    دو
    سه
    چهار
    (حبیب الله بخشوده)
    - در ذهن روزهای بلند نیامدن
    پوسید خانه، سردری اش را عوض نکرد
    بعد از هزار موی سپید از گذشتنش
    مادربزرگ روسری اش را عوض نکرد
    (اسلام انصاری فر)
    - گرچه با کپسول اکسیژن مجابت کرده اند
    مادرت می گفت دکترها جوابت کرده اند
    مرگ تدریجی است این دردی که داری می کشی
    منتها با قرص های خواب، خوابت کرده اند
    (اصغر عظیمی مهر)
    ‎/۴ب) سطح خرد - ذهنی
    - وقتی زمان به صفر می رسد
    انفجار جار می زند
    عطر اسفند
    بوی صلوات
    و پوتین ها
    ما مدرن شده ایم با
    سیگارهای برگ و ستاره های متمدن هالیوود
    این جا سینمای جنگ است...
    ولی چشم های انتظار تو
    در خواب کدام شهر فراموش شده
    خمیازه می کشد
    شلمچه، هور، هویزه
    نه!
    بال های تو هیچ تناسبی
    با زمستان این جا نداشت
    تو باید می رفتی،
    کلاغها فیلم نامه
    مدرنیته شدن خود را به هم تبریک بگویند...
    (فرشته طارمی)
    نکات مهمی که در این مجال می بایست مورد توجه قرار گیرند:
    ۱- با توجه به تفاوت موجود میان روش کار جامعه شناس و شاعر در برخورد با واقعیت اجتماعی؛ تدوین مدل (الگو) از سطوح مختلف پدیده اجتماعی چه کارکردی می تواند داشته باشد
    در پاسخ به سؤال یاد شده باید اذعان نمود: تدوین مدل برای تقریب مفاهیم انتزاعی به ذهن می باشند. بر این اساس بسیاری از شاعران برای آشتی دادن مفاهیم مجرد از صنعت تمثیل استفاده می نمایند. تمثیل در حقیقت مادی نمودن امور انتزاعی یا دور از ذهن است.
    تمثیل معمولاً برای تیپ سازی به کار می رود مثل و نشان دهنده یک طبقه یا تیپ یعنی طرز فکر و طرز عمل خاصی است (شمیسا ، ۱۳۷۵: ۲۰۵)
    « گی روشه» معتقد است که توسل به الگو در همه علوم یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. چرا که اکثر فلاسفه، اندیشمندان و محققان که درباره زندگی اجتماعی انسان به بحث پرداخته اند همواره به مشابهت با بعضی تصاویر توسل جسته اند تا بتوانند جامعه را نزد خود معرفی کنند، به این دلیل که واقعیت اجتماعی امری است غامض، چندگانه و فرار به حدی که ذهن انسان کمتر توانایی دارد که این واقعیت را در کلیت و پویایی آن درک کند. پس برای آن که بتوان از این واقعیت پیچیده سخن گفت و آن را به اجزا و عناصر متشکله اش تجزیه کرد یا بدین منظور که جوامع کامل با یکدیگر مقایسه شوند مجبوریم به قیاس بپردازیم... در واقع این شیوه برخورد فکری بخصوص هنگامی ضروری است که خواسته باشیم واقعیت ها یا پدیده های غیر مانوس را نزد خود مجسم کنیم در آن صورت به طور ناخودآگاه به این روش متوسل می شویم. بنابراین جای تعجب نخواهد بود که جامعه شناس برای درک بهتر جامعه پیچیده ، به مدل های مختلف توسل جوید و آنها را در تجزیه و تحلیل های خود به کار گیرد. (توسلی ، ۱۳۷۶: ۲۷)
    ۲- سطوح مختلف «واقعیت اجتماعی » در جامعه شناسی دارای مرزبندی مشخص و معینی هستندکه پیشتر از این در مدل فرانظریه (متاتئوری) «ریتزر» بدان پرداخته شد. یک واقعیت تنها می تواند در یکی از حیطه های چهارگانه قرار گیرد لذا امکان اجتماع دو حیطه محال می باشد (مانعة الجمع) به عبارتی دیگر اگر پدیده ای در سطح عینی - خرد قرار گیرد دیگر نمی توان آن را جزو پدیده های سایر سطوح قرار داد. اما در منطق شعر این قاعده استثناپذیر است. شاعر می تواند در یک شعر حیطه های چهارگانه را در نوردد. می تواند از بیان عینی به بیان ذهنی و از سطح خرد به سطح کلان تغییر موضع دهد هرچند که چنین تغییر موضعی (التفات) ممکن است با انتقاد برخی از منتقدین مواجه باشد.
    با توجه به این که ، شعر کنشی جوششی و ارادی است لذا نمی توان شاعر را به التزام رعایت سطح خاصی از واقعیت اجتماعی مجبور نمود. شاعر مختار است که عینی سرا باشد یا ذهنی گرا. وی می تواند پدیده جنگ را در سطح خرد یا سطح کلان مورد توجه قرار دهد اما مسئله اساسی زمانی پدید می آید که رهیافت (رویکرد) کلی شعر دفاع مقدس به یکی از این سطوح تقلیل یابد. به عنوان مثال کلیت شعر دفاع مقدس در حیطه ذهنی گرا سیر نماید در فضایی که ممکن است مخاطب عام نداشته باشد و این امر فرایند «انتقال مواریث» و «انباشت فرهنگی» را با مشکل جدی مواجه خواهد ساخت.
    ۳- برای ارتباط بیشتر شاعران جوان با سطوح مختلف واقعه اجتماعی جنگ جهت خلق آثار قابل تامل چه باید کرد
    مهم ترین عامل بررسی تک ساحتی (تک بعدی ) واقعیت دفاع مقدس؛ فقر دانستگی شاعران جوان و نداشتن تجربه زیسته یاتجربه بازسازی شده در مجال جنگ و فرهنگ آن می باشد. پدیدارشناسان اعتقاد دارند برای بررسی یک پدیده می بایست از ظاهر (نمود) به سمت باطن (بود) آن حرکت کرد و در این میان هر قدر که افق بین نگرنده و نگریسته ذوب گردد فرایند همدلی - آن گونه که تاویل گرایان می گویند - بیشتر محقق خواهد گشت لذا دانستگی و تجربه کنشگر در این مجال نقش اصلی را ایفا خواهد نمود.
    برنامه بازدید از مناطق جنگی - که امروزه در حاشیه کنگره های شعر دفاع مقدس قرار می گیرد - می تواند زمینه های مناسب تجربه شاعران جوان را فراهم نماید.
    شعر «لحظه ها»ی سلیمان هرمزی حاصل تجربه زیسته شاعر است. در مقدمه این شعر آمده است : برای «تیمور ترنج» و به یاد سفر خرمشهر و به یاد بهانه گریستنهای او بر خانه ای که بعد از ده سال جز تلی از خاکستر از آن باقی نمانده بود. (حسینی ، ۱۳۸۱: ۱۴۹) آرش واقع طلب نیز غزل «نخل های زیبایت» را تحت تاثیر بازدید از مناطق جنگی خرمشهر سروده است (رک : زخم سیب ص ۲۴۶).
    در آغاز شعر «آخرین فرودگاه جهان» می خوانیم : برای زینب بتونی که جسدش آویزان بود از پنجره آپارتمانی در بمباران صور:
    چهار دیوار اتاقم را به سمت خودم می کشم
    لوستر را می گیرم و سقف را پائین می آورم تا روی سرم
    مچاله می شوم در یک مکعب کوچک به اضلاع تنم
    اما هنوز روبه رویم تصویر توست
    در شبکه العربیه
    الجزیره
    و المنار
    زینب بتونی
    با آبشار گیسوان آویخته
    چون رودابه ای شهید
    بر درگاه آپارتمانی در صور
    بر می خیزم
    چمدانم را بر می دارم
    تا از آخرین فرودگاه جهان پرواز کنم
    تنها از آخرین فرودگاه جهان
    پرواز کنم
    (عبدالجبار کاکایی، رک: زخم سیب)
نویسنده: بهروز سپیدنامه
روزنامه ایران