از قرارگاه به سمت خط مقدم حركت كرديم. در راه سربازي كه رانندگي را بر عهده داشت از بسيجي كه برگ مأموريتمان را مي‌ديد، پرسيد: «تا خط چه‌قدر راه است؟» و او با لبخند پاسخ داد: «اگر شما برويد دو ساعت، اما اگر ما با تويوتاي سپاه برويم، نيم ساعت.»
تعجبي كه مرا فرا گرفته بود، كنجكاوي‌ام را تحريك كرد، پس پرسيدم: «چه‌طوري؟» يكي از بچه‌ها زد زير خنده و گفت: «آخر تويوتاي ما فقط گاز و كلاج دارد و مخصوصاً وقتي به سمت دشمن مي‌رويم ترمزهايش اصلاً كار نمي‌كند.»

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 54