براي اين‌كه مجروحان دردشان را از ياد ببرند و جراحت يا نقص عضوشان زياد نمود نداشته باشد، هنگامي كه در رفت و آمد و كار و استراحت مشكلي پيدا مي‌كردند، مناسب حال هر كدام كلمه‌اي شنيده مي‌شد: برادر سرت درد مي كند؟ «غصه نخور مي‌روم خط يك، سر نو برايت مي‌آورم»، پايت مجروح شده؟ «بكن بينداز دور، برو از خط يك پاي قشنگ بردار.» دستت قطع شده؟ «عيبي نداره، رفتيم عمليات بعدي يك دست قوي و سالم مي‌آوريم.» همه‌ي اين‌ها كنايه از اين بود كه در معركه‌ي جنگ اعضا قطع شده فراوان است.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) -  صفحه: 172