پاسخ به:ضربالمثلهای آذربایجانی
پنج شنبه 30 دی 1389 4:38 PMس
- ساح باشا ساقئز یاپئشدئرما(ساح باشئنا ساققئز سالما).
- «سری که درد نمی کنه دستمال نمی بندند(میفکن بر سر بی موی خود زفت)».
- ساخلا سامانی ، گلر زامانی.
- «کاه را نگه دار وقت استفاده آن میرسد(هرچیز که زار آید، یک روز بهکار آید)».
- سارالا سارالا قالماخدان ، قیزارا قیزارا اولمه ک یاخشئدئر.
- «مرگ سرخ به از زندگی ننگین است».
- ساققالیم یوخدور سوزوم کئچمیر.
- «ریش ندارم حرفم را قبول ندارند».
- سرباز نه بیلیر هیوا کالدئر.
- «سرباز چه می فهمه که میوه هنوز کاله ( خر چه داند قیمت نقل و نبات)».
- سس سیز طیاره دیر.
- «آب زیر کاه است».
- سفه ننه نین سفه ده قئزی اولار.
- «مادر که بی عقل باشد دخترش هم بی عقل میشود».
- سلام سلامتلئق گتیره ر.
- «سلام سلامتی میاره».
- سن چوره یی آت سویا ، بالئق بیلمسه ، خالیق بیلر.
- تو تکه نان را در آب بریز اگر ماهی نفهمد ، خدا میفهمد.(تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز)
- سن آقا ، من آقا ، اینکلری کیم ساغا؟
- «تو آقا ، من آقا ، راستی !گاوها را کی بدوشد ؟!».
- سن اوخیانی من توخورام.
- «چند پیراهن بیشتر از تو پاره کردم».
- سندن حرکت ،الله دان برکت.
- «از تو حرکت ،از خدا برکت».
- سو بولبولو دور.
- «کنایه از کسی که زیاد به حمام میرود».
- سوبیر یئرده قالسا ایی له نر.
- «تحرک لازمه زندگی است».
- سوت گولونده دیر.
- «تو استخر (دریاچه ی )شیر است».
- سودا بوغولان سامان چؤپوندن یاپئشار.
- «غریق بر هر گیاه خشک چنگ زند».
- سؤزو آت یره صاحبی گؤتوره ر.
- «حرف را بینداز زمین صاحبش برداره».
- سؤز سؤز آچار، سؤز گؤز آچار.
- «حرف حرف را میاورد ، حرف هم چشم را باز میکند».
- سؤز سؤز گتیره ر،آرشئن بئزی.
- «یعنی یک حرف کافی است گفته شود تا سخن و حرف جدیدی بواسطه آن مطرح شود».
- سؤز وار گلر کچر ، سؤز وار دلر کچر.
- «سخنی هست که گفته می شود و می گذرد ، سخنی هست که گفته می شود و دل و جگر را سوراخ می کند و می گذرد».
- سؤزون دوزون اوشاق دئیر.
- «حرف راست را بچه میگوید».
- سویوغ سولیمان دیر.
- « »
- سویون آخارئندان،آدامئن یئره باخارئندان گرک گورخاسان.
- «از آن نترس که های و هوی دارد،از آن بترس که سر به زیر دارد».
- سیچانلار پلنگ اولامازلار،تؤلکولر آسلان.
- «در موشها استعداد پلنگ شدن نیست ودر روباه ها استعداد شیر شدن».
- سیدر کافیر موفته اولسا اوزان اول.
- «سدر و کافور که مفت باشه بخواب بمیر».
- سئرچه ندیر کلله پاچا سی نه اولا(قارئشقا ندیر کلله پاچا سی نه اولا).
- «موضوع بی اهمیت قابل بحث نیست».
- سئنان قول بویوندان آسلانار.
- «دست شکسته وبال گردنه».