الف

  • اتوروب گمی نین ایچینده،گمی چی نین گو’زون ایور(اتوروب گمی نین ایچینده،گمی چی نه ن ساواشئر).
    • «هم تو کشتی نشسته هم به ناخدا گیر داده».
  • ات وئرمه ده ن ، کوفته ایسته مه(ات وئرمه میش ،کوفته الده ائدیلمز).
    • «تا وقتی گوشت نداده ای کوفته نخواه».
  • احتیاط ایییدین یاراشئغی دئر(احتیاط عاغلئن شرطی دیر).
    • «احتیاط زینت جوانمردان است(احتیاط شرط عقل است)».
  • احمد بی غم دیر.
    • «آدم بی خیالی است».
  • ادب بازاردا ساتئلماز.
    • «ادب در بازار فروخته نمیشود».
  • اریم اولسون ائرمنی اولسون(اراولسون اکبر اولسون).
    • «اخلاق و رفتار مهم نیست مهم این است که شوهر و سایه سر باشد».
  • اششییم اؤلمه یونجا بیتینجه ک ، یونجام سارالما ، توربا تیکینجه ک.
    • «بزک نمیر بهار میاد ، کمپوزه با خیار میاد».
  • اششیه گوٍجوٍ چاتمیًر , پالانئ تاپدالاییًر .
    • «زورش به خر نمی رسد ، پالانش را کتک می زند»!
  • اشک نه بیلر آرپا باهادی.
    • «خر که نمی فهمه جو گرونه(خر چه داند قیمت قند و نبات)».
  • اشید اینانما.
    • «بشنو و باور مکن».
  • ال الی یویار ، ال ده دؤنه ر اوزو یویار.
    • «دست، دست را می‌شوید، دست برمی‌گردد صورت را می‌شوید(همدلی و کمک به دیگران و رفتار متقابل آنها در تمامی زمینه‌ها)».
  • اله گوتورنده قاوال، گوته سوخاندا زورنا.
    • « »
  • الییم اله نیب قلبیریم گویده فئرئلدئر.
    • «الکم بیخته شده و غربیلم درهوا می‌چرخد(آردم را بیختم الکم را آویختم)».
  • الینده ن سو داممئر.
    • «از دستش آب نمیچکد(کنایه از آدم خسیس)».
  • ان بؤیوک بیجلیک دوزلوکدور.
    • «بزرگترین زیرکی درستکاری و صداقت است».
  • اوباشداآغلاماق بوباشدا سئزئلداماقدان یاخشئدئر.
    • «ناله کردن در ابتدا از گریه کردن در انتها بهتر است(احتیاط اولیه بهتر از پشیمانی و گریه کردن در پایان کار است)».
  • اوجوزدان باهاسی اولماز.
    • « همیشه جنس گرانبها مرغوب و باصرفه تر است».
  • اوجوزلو اتین شورباسی اولماز.
    • «از گوشت ارزان شوربا نمیشود ».
  • اود آلتئندان کوز ،آدام آلتئندان سوز(آدامئن آلتئن سوز یاندئرار، قازانئن آلتئن کوز یاندئرار).
    • «خاکستر زیر آتش ، حرف پشت سر انسان(انسان بواسطه برخی از سخنان دیگران همیشه در زحمت و رنج است همچنان که شعله ور شدن چوب زیر دیگ را می سوزاند)».
  • اود پارچاسی دی.
    • «یه پارچه آتیشه».
  • اوره ییم قئزمئر.
    • «دلم گرم نمیشه».
  • اوز گوزونده دیره یی گورمور ، اوزگه نین کینده توکو گورور.
    • «تیر را در چشم خود نمی‌بیند ولی مو را در چشم دیگری می‌بیند».
  • اؤزومون قشنگین چاققال یئیر.
    • «بهترین انگور (باغ) راشغال میخورد ».
  • اوزونه سیچیر ، منه گوز بره لدیر .
    • «برای خودش می ریند ، برای من چشم می دراند»!
  • اوزو یئخئلان آغلاماز.
    • «کسی که خودش بیفته گریه نمی کنه (خود کرده را تدبیرنیست)».
  • اوستورانین قاباغیندا سیچماسان ، دئیرلر گوتو یوخدی.
    • «کلوخ انداز را پاداش سنگ است.»
  • اوغرو پیشیک آغاج گورجک قاچار.
    • «گربه دزده چوب ببینه فرار می‌کنه».
  • اوغرو دان اوغرویا حلالدی.
    • «دزد که از دزد بدزده حلاله.»
  • اؤلسون او یاخشی کی پیسده ن سونرا گه له جک(اؤلسون او پیس کی یئرینه یاخجی سی گه له جک).
    • «بمیرد آن خوبی که میخواهد بعد از بد بیاید(هیچ بدی نرفت که خوب جاش رو بگیره)».
  • اول قارداشلئغئنی ثابت ائله سونرا ارث و میراث ایسته.
    • «اول برادریتو ثابت کن بعد ادعای ارث بکن».
  • اؤلو دوروب مرده شیری یویور.
    • «مرده بلند شده داره مرده‌شور رو غسل میده».
  • اؤلومدن باشقا هر شئیه چاره وار.
    • «فقط مرگ را چاره نیست».
  • اؤلمه ز خدیجه، گوره ر نوه نتیجه.
    • «نمیمیرد خدیجه،میبیند نوه و نتیجه (یعنی هرکس کار بکند خوب و بد نتیجه کارش و یا عمل انجام یا فته اش را خواهد دید و پس از آن دیگران با دیدن نتیجه کار قضاوت خواهند کرد)».
  • اؤلمه ک اگر اؤلمه کدیر، بونه جان وئرمه کدیر.
    • «مرگ یک بار شیون هم یک بار».
  • اؤلن یوخدور قبرینه سئچاسان.
    • «هنوز خبری نیست که داری برنامه میریزی».
  • اؤلویه اوز وئرسن ، سیچار کفنین باتیرار.
    • «به مرده رو بدی می رینه کفنشو کثیف می کنه».
  • او مراغا باسلئغئدی،ایلده بیر دفعه گلر.
    • «آن باسلوق مراغه است سالی یکبار میاید».
  • ایت موتالدان ال‌چکدی موتال ایتدن ال چکمیر.
    • «سگ از خیک دست برداشت خیک ازسگ دست برنمی‌دارد».
  • ایت هورر کروان کئچر.
    • «سگ پارس می‌کند، کاروان میگذرد(سگ لاید و کاروان گذر،جواب ابلهان خاموشی است)».
  • ایتین آیاغیندان تیکان چئخاردئر.
    • «از پای سگ خار در می‌آورد(سخت کوش- در مورد انجام کارهای سخت و مشاغل طاقت فرسا)».
  • ائرمنی قان گوروب.
    • «جهود خون دیده».
  • ائرمنی موسلمان ائله مک.
    • «».
  • ایری اوتوراق دوز دانیشاق.
    • «کج بشینیم، راست صحبت کنیم(اظهار صداقت و راسنگویی در هر موقعیتی)».
  • ایش ایچینده ایش وار.
    • «کاسه ای زیر نیم کاسه است».
  • ایش اینسانئن جووهه ری دیر.
    • «کار جوهره ی انسان است».
  • ایش قالسا اوستونه قار یاغار.
    • «اگه کار بماند رویش برف میبارد».
  • ایشله ین دمیری، پاس باسماز.
    • «آهنی که کار کند زنگ نمی‌زند(در زمینه ارزشمندی کار کردن بیان می‌شود)».
  • ایشی دوشنده آختارار ، ایشیم دوشنده قاوالار.
    • «وقتی کاری با من دارد دنبالم می گردد ، وقتی کاری باهاش دارم فراری ام می دهد».
  • ایکی عزیزین آراسئنا گیرمزلر.
    • «یعنی هیچوقت بین دو نفردوست و یار عزیز و صمیمی وارد نمی شوند(بین دو عزیز نباید فاصله و اختلاف انداخت».
  • ایلان هر یئره ایری گدر، اوز یوواسینا دوز گدر.
    • «مار هر کجا که کج بره ، خونه خودش راست میره».
  • ایلانئن یارپئزدان خوشو گلمز گلر سو قئراغئندا چئخار.
    • «مار از پونه بدش میاد دم در لونه اش سبزه میشه ».
  • ایلانی اوتوب اژدها اولوب .
    • «مار را قورت داده شده اژدها».
  • ایل باهارئندان بیلینر.
    • «سالی که نکوست از بهارش پیداست».
  • ائل گوجو، سئل گوجو(ائلین گوجو، سئلین گوجو).
    • «قدرت مردم مانند قدرت سیل است(دست خدا با مردم است)،در زمینه نیرومندی کار جمعی بیان می‌شود».
  • ائله دانئشئر کی پیشمیش تویوغون گولمه یی گلیر.
    • «چنان حرف می زند که مرغ بریان خنده اش می گیرد».
  • ائله قورخور ، جین دمیرده ن قورخان کیمی.
    • «مثل ترسیدن جن از آهن می ترسد(کنایه از آدم ترسو است)».
  • ائله یئرده یاتماز کی آلتئنا سو کئچه.
    • «می گویند فلانی جائی نمی خوابد که آب زیرش برود، بسیار محتاط است».
  • ائویمدن چئخئر قارنئما گئدیر.
    • «از خانه‌ام در میاید،به شکمم میرود(از این جیب به ان جیب)».